![]() |
![]() |
|
| رنگین کمان پاداشت کسی خواهد بود که تا اخرین قطره زیر باران می ماند |
|
این چند وقته همش دوست دارم بر گردم به دوران بچگیم . شاید چون پاک ترین و زیبا ترین روزهای زندگی هر ادمی دوران بچگیش باشه. دورانی که فارق البال از تمام روزمرگی ها و اتفاقات اطراف زندگی می کنی . دورانی که با هر خندت مادر و پدرت را مست خوشی می کنی و با هر گریه ات اونا برات می میرن. خلاصه اینکه یاد بچگی و به خصوص شیطنت کردم. از اونجاییم که تازگی ها بیشتر وبلاگ نویسان عزیز رو آوردن به شعر نویسی منم می خوام امروز چند تا شعر قشنگ براتون بنویسم (بخونید و لذت ببرید اتل متل توتوله !! گاو حسن چه جوره ؟؟ نه شیر داره نه پستون گاوش را بدن هندستون یک زنه کردی بستون اسمش را بزار انقزی دور کلاش قرمزی اچین و واچین یه پات و ورچین (البته من همیشه برام جای سوال بوده که گاو حسن که نه شیر داشت نه پستون چه جوری شیرش را می بردن هندستون جو جو جوجو طلایی نوکت سرخ و حنایی چگونه بیرون جستی تخم خود را شکستی گفتا جایم تنگ بود دیوارش از سنگ بود نه پنچره نه در داشت نه کس ز من خبر داشت به خود دادم یک تکان مثل رستم پهلوان تخم خود را شکستم اینگونه بیرون جستم (با اینکه این شعر منطقی تر از اون بالایی چه جوری یه جوجه می تونه مثل رستم باشه زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچ کس نبود خر خراطی می کرد شتر نمد مالی می کرد اسب اساری می کرد سگ قصابی می کرد گربه عطاری می کرد فیل اومد آب بخوره افتاد و دندونش شکست آی دندونم وای دندونم از درد دندون دلکم (بقیش را یادم نمیاد هر کی بلد و لطف کنه برام بنویسه ممنون می شم پ.ن/ به سالم بودن من شک کردین؟؟؟؟؟؟؟؟ پ.ن/ می گن بعد از هر خنده ، گریه است درسته؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پ.ن/ روز هام طمع گس خرمالو را گرفته. پ.ن/ تا حالا شو که تونستم دم نزنم ولی از این به بعد را نمی دونم .برام دعا کنید. پ.ن/ اشک هایی که هر شب دور از چشم همه ریخته می شه. پ.ن/ فکر می کنم بزرگترین مشکل ما ادم ها اینکه همیشه فکر می کنیم بزرگترین مشکل مال خودمون .اما اگه یه نگاه به اطرافمون بندازیم می فهمیم که این طور نیست. پ.ن/ دوستان عزیزی که با اسم باران نظر می دن اگه لطف کنید و اسم وبتون را هم بنویسد ممنون می شم.
پ.ن/ یه دوست لطف کرده و روی وب من آهنگ گذاشته اما برای خودم نمی خونه حالا چرا ؟ نمی دونم لطف کنید و را جع به آهنگ هم نظر بدین
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 7:42 توسط باران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ابرک وقتی شروع به
بارش می کنه یک روز پر از نشاط و شادابی را برای دوستاش به ارمغان میاره و مثل باران بهاری قلب و روحشون را شستشو می ده اما . . . . گاهی هم دلش می گیره و یک روز سرد و غمگین را برای دوستاش تداعی می کنه |
| دوستان بارانی |
|
حلقه مشکی(باران) با من بمان ای هم نفس(دختر باران) باران ابان بانوی باران(روناک) یاغش(شیوا) باران گل یا پوچ (باران) a> |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
|
|