![]() |
![]() |
|
| رنگین کمان پاداشت کسی خواهد بود که تا اخرین قطره زیر باران می ماند |
|
سلام امیدوارم که همگی شب یلدای خوبی رو گذرونده باشید مي خوام يكمي از تاثیرات شب یلدا بگم فلسفه یلدا چی ؟ این که کنار بزرگترها جمع بشیم برای خوردن و خندیدن ؟ یا اونها بگن و ما درس بگیریم؟ (تجربه کسب کنیم.) اونها بگن و ما سر مشق زندگی کینم. شب يلدا یه تصمیم جمعی گرفته می شه من :حالا که همه دور هم جمع هستیم فردا صبح همگی با هم بریم استخر.خوبه؟ یه نگاهی به هم می کنن و قبول بریم برنامه ریخته می شه فردا صبح یه ربع به نه همه دم خانه ما استخر خلوت خلوت ، کی جمعه صبح اونم فردای شب یلدا می یاد استخر. غریق نجات باران جان خوبی؟ چند وقت نیومدی ؟ خوب دیگه امروز موزیک روشن نیست .چرا؟ منتظر تو بودیم الان روشن می کنیم. فکر کنید وقتی اولین آهنگ خوشگل ها باید برقصن باشه تا اخر سی دی چه اهنگی خانم ها هم که همه ...................... از مسئله دور نشیم می خواستم از تاپیرات شب یلدا بگم. فکر کنید تو استخر یه مامان بزرگ چندین نفر رو دور جک حوضی جمع کردش بعدش گفت همگی پاها توی آب می خوام براتون قصه زندگیم را تعریف کنم. (البته من یکمی عقب تر روی صندلی نشستم) خوب مگه دیشب شب یلدا نبوده من الان می خوام قصه تعریف کنم. انقدر مامان بزرگ با مزه بود و خوشگل صحبت می کرد . شروع کرد من 17 سالگی ازداج کردم و............. با خودم گفتم دیشب که شب یلدای خوبی نبود (البته شایدم من ادم ناشکری هستم) اما مثل اینکه امروز قرار خوش بگذره. خلاصه اینکه منم مامان بزرگ ندیده کلی حرف هایش برام جالب بود. چقدر تجربه کسب کرده بود. تجربه های تلخ و شیرنی که حاصل یه عمر زندگی بود. تجربه هایی که باید به نوهاش می گفت اما اونها تنهاش گذاشته بودن و حالا داشت برای ما تعریف می کرد. نتیجه اخلاقی 1 : هر جایی می شه شنوده تجربیات دیگران بود. نتیجه اخلاقی 2: از این به بعد می شه به جای کرسی برای شب یلدا از جکحوضی استفاده کرد. اینم فال حافظی که به زور برای من گرفتن کی می تونه قشنگ معنی کنه؟ نــــــــویـــــــــــد برید باد صبـــــــــــا دوشـــــم آگهی آورد که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد به مطربان صبـــــوحی دهیــم جامه پاک بــــــدین نوید که باد سحــــــر گهی آورد همی رویم به شیراز با عنایـــــت دوست زهی رفیــــق که بخـــتم به همرهی آورد بیا بیا که تو حور بهشــــــت را رضوان در این جهــــان ز بــــرای دل رهی آورد به جبر خاطر ما کوش کــه این کلاه نمد بســـــا شکســــــت که با افسر شهی آورد چه ناله ها که رسید از دلم به خر گه ماه چو یــــاد عارض آن ماه خر گـــهی آورد رساند رایـــت منصور بر فلـــک حافـظ کــــــه التجابه جنــــــاب شهنشـــهی آورد پ.ن/آخـــــــــــــــــــــه چــــــــــــــرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا بعضی از ما آدم ها به خودمون اجازه می دیم این طور با زندگی آدم های دیگه بازی کنیم. پ.ن/ فکر کنم این یه هنر (البته از نوع منفی)که بعضی ها می تونن انقدر دو رو و دروغگو باشن. پ.ن/ یه جای خوندم اگه می خوای بفهمی برای طرف مقابلت چقدر ارزش داری بهش یه هدیه بده ، هر چقدر اون هدیه رو دوست داشت و ازش مواظبت کرد . برای تو ارزش قائل . به نظر شما این حرف درسته؟ پ.ن/ سرو چی تو استکان کمر باریک تا اطلاع ثانوی تعطیل.
پ.ن/ یک سوال فقط به عنوان نظر سنجی شما دوستان به دعایی که به عنوان مهر و محبت از اون ها یاد می شه اعتقاد دارین ؟ به جادو چه طور؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم دی 1385ساعت 6:42 توسط باران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ابرک وقتی شروع به
بارش می کنه یک روز پر از نشاط و شادابی را برای دوستاش به ارمغان میاره و مثل باران بهاری قلب و روحشون را شستشو می ده اما . . . . گاهی هم دلش می گیره و یک روز سرد و غمگین را برای دوستاش تداعی می کنه |
| دوستان بارانی |
|
حلقه مشکی(باران) با من بمان ای هم نفس(دختر باران) باران ابان بانوی باران(روناک) یاغش(شیوا) باران گل یا پوچ (باران) a> |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
|
|